X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 29 دی 1385 @ 02:32 ق.ظ

یکی بود،یکی نبود

 
 
 
یکی بود ، یکی نبود، زیر گنبد کبود
شکایت از دلم دارم ، متهم به عاشقی

!
دلی که پرکشید ورفت ، اما هنوز تو عاشقی؟
!!!این دل زندونیه من مجرم بند اوله
!!!چی بگم؟از کجا بگم؟فقط شکایت و گله

یکی بود ، یکی نبود،زیر گنبد کبود
...هیچ کسی همدم دل تنها و بی کسم نبود
سفرت درد کمی نیست ، واسه ی دلم میدونی

 
!!!راستی باورم نمیشه تو میری و نمیمونی
ریشه بستی تووو تمومه لحظه های بیقراری
دلت از سنگه که میخوای دلمو تنها بذاری
توو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم
کی جای من بود توو چشات ، هیچوقت اینو نفهمیدم

 
نذار که بین من و تو ، هرچی بوده خاطره شه
تو بری و من بمونم ، قصه ی ما تموم بشه
یه عهدی بود میونمون ، اما حالا یه خاطره ست
از تو فقط مونده برام یه خاطره همین و بس

 
خودت نگفتی که میری ، اما نگات رفتنی بود
هرچی گفتم که نرو ، بهونه هات تکراری بود

هرجا میرم یاده چشمات ، توو قاب چشمایه منه
صدات میاد اما خودت ، نیستی...دلم پر از غمه

 
تو دیگه دلت اینجا نیست، یادت ولی پیش منه
تو نیستی و ، شب گریه هات کار منه

نذار که دیوونه بشم، نذار از عشقت بسوزم
بارون چشمام میباره از دوری تو هنوزم
 
اگه صدامو میشنوی بدون یکی دوست داره
یکی که چشماش ابریه، نیستی و بارون میباره

اگه صدامو میشنوی، بدون یکی منتظره
یکی برای دیدنت نشسته پشت پنجره
یکی بود ، یکی نبود،زیر گنبد کبود
...هیچ کسی همدم دل تنها و بی کسم نبود...
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد