بچه توخس

Bache TokhS

بچه توخس

Bache TokhS

پرواز

دلتنگِ دل کندن از تموم دلتنگی هایی هستم که یه عمر بال پرواز منو بسته بودن ...


دلم می خواد یه عطر نو فضای غمزده دلم رو پر کنه ... تو شاید بویِ یاس باشی ، ولی دیگه اینو خوب فهمیدم که یاس من نیستی ... دیگه نمی خوام عاشقت باشم ...


 عاشق یاسی که تو باغچه دلم نیست ... عاشق یاسی که عاشق یه باغ دیگه اس ...


می دونی .....همیشه دلم می خواست پرواز کنم .....ولی به بالهای آسمونیم رنگ خاک زده بودم تا پرواز کوتاه تو چشم نواز تر بشه ..... ولی دیگه خسته ام


دلم می خواد تا اونجا که نفس دارم بپرم و دیگه برام مهم نیست که پرواز بلندم پرش های کوتاه تو رو رو تحقیر کنه 

نگاه آخر

برای آخرین بار نگاه تب دارم رو به آسمون نمناک چشمای معصومش دوختم .....

یه بغض غریب تو گلوم چنبره زده بود و یه دنیا ابر بهاری توی چشمام لونه کرده بودن ... چشمام میل باریدن داشت و گلوم هوای فریاد....

چه طور می شد باور کرد که جاده بی انتهای با هم بودن ما ، به انتها رسیده بود .... باور کرد که سهم من از اون همه روزهای خوب ، فقط و فقط یه بغل خاطرات سوخته است و یه دنیا حسرت کال ...

ناباورانه قدم هاشو نظاره می کردم که آروم آروم ازم دور و  دورتر می شد .. دلم می خواست فریاد بزنم :‌ نـــــــــــــــــــرو  ..... دلش می خواست فریاد بزنم :‌ بمــــــــــــــــــــــون ... ..ولی بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمی داد ، با چشمام فریاد کشیدم :‌بمـــــون ... اما افسوس که هیچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فریاد چشمامو بشنوه ...

facebook

ما بهمراه دوستمان عضو فیس بوک میباشیم . فیس بوک جای خوبی است اما بیشتر اعضایش باهم فامیل هستند و از نام خانوادگیشان میشود فهمید .مثل سبز یا ایرانی یا پرشین یا پارسی . اکثراً هم شبیه هم هستند طوری که ما اوائل فکر میکردیم دوقلو باشند .

 

وقتی وارد فیس بوک شدیم تازه فهمیدیم که اسم این اقدس چپول دختر همسایه مان؛ پرمیس نام داشته و چقدر هم خوشگل بوده و ما نمیدانستیم . یک عالمه دوست پسر دارد که مدام برایش عکس و نقاشی قلب میفرستند . تا کلاس دوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود اما یک شعرهایی میگذارد در والش که ما معنیش را نفهمیدیم . از دختر عمویمان پرسیدیم گفت : جِز جگر گرفته کپی پیست میکند . دوست پسر من رو هم بُر زده سلیطهءایکبیری .

 

فیس بوک دو نفر عضو فعال دارد که مدام حرف میزنند . یکی اسمش کورش است و نام خانوادگیش بزرگ و دیگری هم باید پزشک باشد که به او علی آقای شریعتی میگویند .

 

هرچقدر از خانه بیرون میرویم و از مردم فحشهای بد بد میشنویم در عوض در فیس بوک همش حرفهای گل و بلبل است و همه مهربانند . البته یکی دوتا از همسایه هایمان که فحش بدبد میدهند را در فیس بوک شناختیم و دیدیم در فیسبوک قربان صدقهء همه میروند و از انسانیت حرف میزنند ،اما نمیدانیم چرا تا خودمان را معرفی کردیم بلاکمان کردند.

 

فیس بوک جای عجیبی است . دیروز که به اتفاق پدرمان از کنار مسجد شهر رد میشدیم شنیدیم که حاج آقا طاهری امام جماعت مسجد پشت بلندگو میگفت: این فیس بوک ساخت شیطان است و میخواهد جوانان مارا از راه بدر کند . خدا را شکر میکنیم که حاج آقا طاهری که خودشان هم عضو فیسبوک هستند سنشان زیاد است و گرنه ایشان هم از راه بدر میشدند .

 

ما خودمان یکبار از ایشان پرسیدیم که چرا خودتان عضو فیس بوکید ؟ ایشان فرمودند: برای تحقیق و بررسیه مکر دشمنان در آنجا عضو شده ایم .

 

گفتیم :چرا فقط با دخترهای سکسی دوست میشوید و عکس و نقاشی قلب برایشان میفرستید؟ ایشان گفتند: میخواهیم براه راست هدایتشان کنیم و منظورمان امر به معروف است

 

ایشان اخم کردند و گفتند: شما اصلاً ما را چجوری در فیسبوک شناختید؟ گفتیم ،خوب آخر عکستان را دیدیم که کلّهء خودتان را روی بدن آرنولد چسبانده اید . دیگر نشنیدیم ایشان چه گفتند چون یک چک بما زدند که تا دو ساعت گوشمان بوق اشغال میزد .

 

خلاصه ما فیسبوک را دوست میداریم، آنجا اقدس چپول ؛ پرمیس جیگر میشود ،ابرام شتر خفه کن ؛ پسر آریایی میشود،همه مهربانند و حاج آقا طاهری هم آهنگ رپ میگذارد و گاهی هم حرفهای قشنگ میزند و از چک زدن خبری نیست ،

 

فیسبوک پر است از شریعتی و کورش و این آقاهه که تازه عضوش شده ،استیو جابز .راستی ما نمیدانستیم خارجیها اینقدر قشنگ فارسی مینویسند همین آقای جابز یکیش

اگه دوست داری از سیاست بیشتر بدونی متن زیر حتما بخون !!!


اگه دوست داری از سیاست بیشتر بدونی متن زیر حتما بخون !!!

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشا بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟ پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم

مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.

کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی ندار...ه

تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی..

داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه.

می ره تو اتاق کلفتشون که اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟ میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه. فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟

پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه: سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل آینده داره توی کثافتدست و پا می زنه .....

تست هوش برای غضنفر

غضنفر در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرد سوالات این مسابقه به شرح زیر بود
جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف- 116 سال ب- 99 سال ج- 100 سال د- 150 سال
... ... غضنفر از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد

کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
غضنفراز دانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست

مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف-ژانویه ب-سپتامب
مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر
غضنفر از خدا کمک خواست

کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل
غضنفر این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد

نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی
غضنفر از خیر یک میلیون دلار گذشت
 جواب سؤالات در پایین . . . . . . اگر شما فکر میکنید که از غضنفر باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سؤالات در زیر توجه کنید
جنگهای صد ساله از سال 1337 تا 1453 به مدت 116 سال طول کشید
کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود
نام کوچک شاه جورج البرت بود (در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد)
توله سگ در زبان اسپانیایی INSULAR CANARIES که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است
 قبل از خندیدن به غضنفر به معلومات خود شک کنید

ما بچه بودیم

ما بچه بودیم ، یه کهنه ای ، دسمالی ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن .. الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ،8 لایه محافظ ، ویتامینه ، همراه با عصاره ی مالت ، 12 ایر بگ ، کروز کنترل ،سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، با ال سی دی ! مثلاً تو این برینـه بچـه پرفسور میشـه ؟

معنی برخی کلماتی که از خانمها می‌‏شنوید!

خبٌ: این کلمه ‏ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏ هایی استفاده می‌‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ بشوید. ‏

پنج دقیقه: اگر مشغول لباس ‏پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏‌تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد. ‏

هیچی: این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏ به ‏زنگ باشید. بحث‏هایی که با هیچی شروع می‌‏شوند، غالباً با خبٌ تمام می‌‏شوند. ‏

بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. «اگه جرئت داری» در آن مستتر است.

آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می‌‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‌‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‌‏کند شما یک احمق به ‏دردنخور هستید و او نمی‌‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‌‏کند.

اشکال نداره: این یکی از خطرناک ‏‌ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏ تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید. ‏

ممنون: از شما تشکر می‌‏کند. فقط بگویید خواهش می‌‏کنم. هیچ حرف اضافه ‏ای نزنید. خیلی ممنون می‌‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد.

 اصلاً هرچی: این ترکیب برای گفتن به حساب می‌رسم! یا مرده ‏شورت رو ببرن استفاده می‌‏شود.

نه. نگران‏ش نباش عزیزم، خودم انجام می‌‏دم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالت‏ی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟

توهین در کشورهای مختلف

آمریکا


شما به رئیس‌جمهور امریکا می‌گویید: «مادرت رو...»! ولی اتفاق خاصی نمی‌افتد،

فقط شما معروف می‌شوید و دربارهء مادر رئیس جمهور کتاب می‌نویسید

و میلیون‌ها دلار درآمد کسب می‌کنید! اما بعد از آن، رئیس‌جمهور از شما به

دادگاه شکایت می‌کند

و شما مجبور می‌شوید که بابت غرامت، همهء‌ پولتان را به رئیس‌جمهور بدهید



---------------------------------------------

انگلستان

شما به نخست‌وزیر انگلستان می‌گویید: «مادرت رو...»! نخست‌وزیر هم به شما

می‌گوید: مادر خودت رو



---------------------------------------------

فرانسه

شما به رئیس‌جمهور فرانسه می‌گویید: «مادرت رو...»! و بلافاصله میلیون‌ها نفر

از مردم به خیابان‌ها می‌ریزند

و در حمایت از شما، به رئیس‌جمهور می‌گویند: «مادرت رو...»



رئیس‌جمهور هم دربارهء جریحه ‌دار شدن احساساتش شعری می‌سراید



و آنرا در روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون منتشر می‌کند

---------------------------------------------

ژاپن

شما به نخست‌وزیر ژاپن می‌گویید: «مادرت رو...»! نخست‌وزیر تعظیم می‌کند



و به شما می‌گوید: ببخشید، ولی فکر نکنم مادرم از شما خوشش بیاد



---------------------------------------------

آلمان

شما به صدراعظم آلمان می‌گویید: «مادرت رو...»! پلیس به سراغ شما می‌آید



و به شما می‌گوید: لطفاً با مادر صدراعظم کاری نداشته باشید



------------------------------------------------

سوئد

شما به نخست‌وزیر سوئد می‌گویید: «مادرت رو...»! از مردم ر‌أی‌گیری می‌شود



که آیا شما مادر نخست‌وزیر را... یا نه؟! اگر رأی مثبت داده شود

شما مادر نخست‌وزیر را...! ولی اگر رأی منفی داده شود،

نخست‌وزیر دست شما را در مقابل دوربین‌های تلویزیونی می‌فشارد و برای شما آرزوی موفقیت می‌کند

--------------------------------------------------

ترکیه

شما به رئیس‌جمهور ترکیه می‌گویید: «مادرت رو....»

و رئیس‌جمهور هم اسلحه‌اش را در می‌آورد و به شما شلیک می‌کند

اگر شما کُرد باشید، رئیس‌جمهور مورد تشویق قرار می‌گیرد

وگرنه او را به دادگاه احضار می‌کنند و او در بین راه فرار می‌کند و به یونان

پناهنده می‌شود


--------------------------------------------

سوئیس

شما به نخست‌وزیر سوئیس می‌گویید: «مادرت رو...»! منشی دفتر نخست‌وزیر با شما

تماس می‌گیرد

و شماره تلفن مادر نخست وزیر را به شما می‌دهد تا شخصاً با خودش هماهنگ کنید

--------------------------------------------------

هند

شما به نخست‌وزیر هند می‌گویید: «مادرت رو...»! نخست‌وزیر شما را به خانه‌اش

دعوت می‌کند

و خاکستر مادرش را که سالها پیش مُرده به شما نشان می‌دهد و برای شما آواز

می‌خواند و گریه می‌کند.

شما هم متأثر می‌شوید و به خانه برمی‌گردید و می‌بینید که خانواده‌تان ناپدید

شده‌اند

و سالهای سال به دنبال خانوادهء‌ خود از این شهر به آن شهر آواره می‌شوید

و سرانجام در فقر و غربت، از غم و گرسنگی می‌میرید

و از داستان زندگی شما بیش از هزار و هفتصد فیلم سینمایی ساخته می‌شود

-----------------------------------------------------

کانادا

شما به نخست‌وزیر کانادا می‌گویید: «مادرت رو...»! مادر نخست‌وزیر خبردار

می‌شود

و مقاله‌ای فمینیستی در روزنامه چاپ می‌کند و تبعیض جنسی را به شدت مورد انتقاد

قرار می‌دهد

و از شما می‌خواهد که پدر نخست وزیر را

---------------------------------------------------

کلمبیا

شما به رئیس‌جمهور کلمبیا می‌گویید: «مادرت رو...»! بعد وصیتنامه‌تان را

می‌نویسید و

در اولین فرصت خود را دار می‌زنید! چند روز بعد جسد شما را در حالی که طناب داردور گردنتان است

و با گلوله سوراخ ‌سوراخ شده‌ و با اسید سوزانده شده‌اید، پیدا می‌کنند

پزشک قانونی جسد شما را لاشهء سگ تشخیص داده و در حومهء شهر دفن می‌کند

----------------------------------------------

چین

شما به رئیس‌جمهور چین می‌گویید: «مادرت رو...»! رئیس‌جمهور هم به صورت لفظی



هم شما و هم خانواده‌ تان را...! سپس شما به همراه خانواده ‌تان به کرهء ‌ماه

تبعید می‌شوید

----------------------------------------------

ایتالیا

شما به نخست‌وزیر ایتالیا می‌گویید: «مادرت رو....»! روزنامه‌ها خبر رسوایی

مادر نخست‌وزیر را چاپ می‌کنند

و مافیا به خاطر شهوت زیادتان، به شما پیشنهاد همکاری در زمینهء تهیهء‌

فیلم‌های پورنو می‌کند

نخست‌وزیر هم برای تلافی، یک بازی دوستانهء فوتبال بین تیم محبوب خودش و تیم

محبوب شما ترتیب می‌دهد

و داور بازی را می‌خرد و تیم محبوب شما را با نتیجهء مفتضحانه ‌ای شکست می‌دهد

-----------------------------------------------

روسیه

شما به رئیس‌جمهور روسیه می‌گویید: «مادرت رو...»! فردای آن روز شما دچار یک

سانحه شده

و در تصادف با اتومبیل کشته می‌شوید! به خانوادهء شما اطلاع داده می‌شود

که شما در حال مستی رانندگی کرده‌اید و شدت تصادف چنان زیاد بوده که بدن شما

تکه ‌تکه شده است

-------------------------------------------

عربستان

شما به رئیس‌جمهور عربستان می‌گویید: «مادرت رو....»! همه به شما می‌خندند،


چون عربستان رئیس‌جمهور ندارد! شما متوجه اشتباه خود می‌شوید

و این دفعه به پادشاه عربستان می‌گویید: «مادرت رو...»! همه از خنده دست

می‌کشند

و پادشاه هم زبان شما را قطع می‌کند

-----------------------------------------------

ایران

"من که هنوز چیزی نگفتم منو کجا می برین

دعواهای آخر شب زن و شوهر ها !!!!

یک شب که من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یک دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام که بغلم کنی."
چی؟ یعنی چه؟ و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار می‌کوبونه بهم داد: تو اصلاً به احساسات من به عنوان یک زن توجه نداری و فقط به فکر رابطه‌ی فیزیکی ما هستی!
و بعد در پاسخ به چشم‌های من که از حدقه داشت در می‌اومد اضافه کرد: تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی که توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟ خوب واضح و مبرهن بود که اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم.

فردای اون شب ترجیح دادم که مرخصی بگیرم و یک کمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یک رستوران شیک ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یک بوتیک بزرگ و مشغول خرید شدیم.
چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان کرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم که بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینکه ست تکمیل بشه توی قسمت کفش‌ها برای هر دست لباس یک جفت هم کفش انتخاب کردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یک جفت گوشواره‌ای الماس.
حضورتون عرض کنم که از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فکر کنم سعی کرد من و امتحان کنه چون ازم خواست براش یک مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینکه حتی یک بار هم راکت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور کنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم."
در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فکر کنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب کنیم."
در همین لحظه بود که گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم." با چشمای بیرون زده و فک افتاده گفت:"چی؟" عزیزم من می‌خوام که تو فقط کمی این چیزا رو بغل کنی.
تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یک مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین که من برات چیزی بخرم برات مهمه." و موقعی که توی چشماش می‌خوندم که همین الاناست که بیاد و منو بکشه اضافه کردم: "چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی که برات می‌خرم؟"
خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنک شده که فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره.

ده توصیه ی دوستانه ی یک آدم افسرده

1)  مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.

۲) دنبال پول دویدن  بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو.

۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو.

۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر.

۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.

۹) انقلاب کردن بی فایده است چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.

۱۰) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.(البته در هر دوحال فحشو میخوری :)