از ترکه میپرسن خود ارضائی یعنی چی؟
میگه: تلفیقی از صنایع دستی و هنرهای تجسمی! 
داداشه ترکه عروسی میکنه. شب عروسی ترکه میشینه پشت در اتاق عروس!
میگن:چرا اینجا نشستی؟!
میگه: بابام خودش گفت بد از داداشت نوبت توئه!!! 
ترکه با ماشینش یه دختر سوار می کنه مآمورا جلوشو می گیرن...
می گن:خواهرم شما پیاده شو !
ترکه با تعجب می گه :خواهر شماست؟!؟! وضعش خرابه ها 
خرها پیغام دادن : ترکا بی خود خودشون رو به ما نچسبونن !!! ما اصالتا فارسیم!!!!
ترکه میمیره و میره اون دنیا،
ازش میپرسند: چی شد که مردی؟
میگه داشتم شیر می خوردم!
میگن: آهان پس شیره فاسد بود؟
میگه نه، گاوه یدفعه نشست روی زمین!!!!!
